دسته‌بندی نشده

غلبه بر افکار منفی برای زندگی بهتر با این روش ها!

غلبه بر افکار منفی چگونه ممکن است؟ آیا افکار خودکار منفی به خودی خود از بین می روند؟ آیا شما از آن دسته افرادی هستید که دائماً منفی بافی می کنند؟ آیا شما از افکار خود باخبرید و در فکر راه حل برای مدیریت این دسته افکار می گردید؟ خبر خوب این که در ابتدای کار همین که آگاه باشیم ذهن، تفکر منفی دارد کافی است! در مرحله بعد باید با آگاهی از افکار، تفکر منطقی و مثبت اندیشی به دنبال چاره جویی باشیم! اما سوال اینجاست با چه راهکارهایی؟ در این مقاله راهکارهای غلبه بر افکار منفی را بررسی می کنیم با ما همراه باشید.

شاید برای شما هم جالب باشد 20 راز سریع ثروتمند شدن میلیونر ها

غلبه بر افکار منفی

۱. آگاهی از افکار منفی

اگر شما از آینده بترسید و یا به خاطر اشتباهات از خودتان انتقاد کنید و یا در انتظار شکست باشید قطعاً افکار منفی را در ذهن خود وارد کرده اید. تفکر منفی می تواند به اعتماد به‌ نفس شما صدمه بزند و مهارت های شما را در هر زمینه ای دچار تزلزل کند. چالش اصلی از آنجایی شروع می شود که افکار منفی به ذهن شما وارد می شوند و بدون اینکه متوجه شوید از ذهن تان خارج می‌شوند. از این رو آگاهی از این افکار و یا حتی نوشتن آنها کمک می کند تا شما بفهمید در مورد چه چیزهایی بیشتر نگران هستید و منفی بافی می کنید.

آگاهی و غلبه بر افکار منفی

چند راه برای غلبه بر افکار منفی وجود دارد که عبارتند از:

  • آگاهی از افکار منفی

بدین معنا که اجازه بدهید افکار خودشان را ظاهر کنند و هیچ کدام از آنها را سرکوب نکنید. اما به صورت آگاهانه جریان ذهنی خود را بررسی کنید و آنها را فوراً بنویسید.

  • نگرانی ها و استرس ها را بنویسید

در این روش لازم نیست آگاهانه افکار خود را رصد کنید بلکه تمام شراریط و وقایعی که باعث استرس شما شده اند را بر روی کاغذ می نویسید حتی اتفاقات بد و خاطرات ناخوشایند سپس به در مدت زمانی مشخص در مورد آنها به صورت منطقی فکر می کنید و مخرب ترین افکارتان را برای رسیدگی پیدا می کنید.

«نخستین گام در فرایند غلبه بر افکار منفی است، زیرا شما تنها زمانی می‌توانید افکارتان را مدیریت کنید که از وجود آنها آگاه باشید.»

۲. تفکر منطقی برای غلبه بر افکار منفی

بعد از آگاهی از افکار منفی نوبت به چالش کشیدن آنهاست. چگونه؟ افکار نوشته شده خود را بازبینی کنید و در مورد هر کدام از نگرانی هایتان به صورت منطقی تامل کنید. ببینید آیا این افکار منطقی هستند و آیا به صورت منصفانه آمده اند و یا نه؟

یه عنوان مثال شاید در بین افکار منفی احساسات زیر را برای خود نوشته اید

  • نگرانی و احساس بی کفایتی داشتن
  • راضی نبودن از عملکرد خود
  • احساس پوچی و بی نتیجه ماندن تلاش ها
  • نگرانی از واکنش دیگران
  • و …

اگر واقعاً از این موضوعات رنج می برید می توانید برای هر کدام راهکارهای زیر را انجام دهید

برای غلبه بر افکار منفی و احساس بد

غلبه بر افکار منفی و احساسات بد

  • احساس بی کفایت بودن

برای از بین بردن این احساس باید سوالات زیر را بدقت بررسی کنید.

آیا برای انجام کار موردنظرتان آموزش دیده اید؟

آیا برای انجام این کار تجربه و برنامه ریزی داشته اید؟

آیا تمرین های لازم برای انجام این کار را داشته اید؟

اگر جواب مثبت باشد نگرانی شما بی مورد است زیرا از نظر منطقی هر کاری که باید انجام می دادید را انجام داده اید؟ اما اگر جواب منفی باشد احتمالاً شما برای خود استانداردهای سخت و دست نیافتنی را تعیین کرده اید.

  • راضی نبودن از عملکرد

آیا شما آموزش های لازم برای انجام این کار را دیده اید؟ آیا تیم لازم و زمان کافی برای اجرای کار داشته اید؟ برنامه ریزی چطور؟ اگر جواب مثبت است شما شرایط خوبی دارید و می توانید عملکرد بهتری هم داشته باشید و اگر این طور نیست باید آمادگی ها لازم را کسب کنید و در نقاط ضعف خود به دنبال راه حل باشید.

  • احساس بی نتیجه ماندن تلاش ها

زمانی پیش می آید که برخی مسائل خارج از کنترل شما می شود در چنی زمان هایی احتمالاً احساس ناخوشایند پوچی و ناامیدی خواهید داشت اما برای از بین بردن این مسائل باید موضوعات را طور دیگری بررسی کرد. باید از قبل تمام ریسک‌ها و احتمالاتِ ممکن را به‌درستی بررسی و مدیریت کنید.

  • ترس از واکنش دیگران

اگر می دانید به صورت منطقی تمام تلاش خود را در رسیدن به هدف تان انجام داده اید و تمرکز لازم را دارید مطمئناً واکنش خوبی دریافت می کنید البته از افراد منصف و باید یاد بگیرید واکنش دیگران کنترلش دست شما نیست.

این اشتباه را مرتکب نشوید

« از یک اتفاق، نتیجه‌ی کلی نگیرید. به‌عنوان مثال، اگر در محل کار، اشتباهی انجام داده اید،به این معنا نیست که شما کارتان را خوب انجام نمی‌دهید.»

3. مثبت‌اندیشی و یافتن فرصت‌ها

بهترین راه برای غلبه بر افکار منفی بعد از تفکر منطقی ایجاد باورهای مثبت در خود است. با باورهای مثبت شما می توانید فرصت ها و موقعیت های جدید را کشف کنید و اعتماد به نفس از دست رفته خود را بدست آورید. باور مثبت خود را بهتر است بر اساس ارزیابی‌های روشن و منطقی از حقایق بدست آورید.

باور مثبت در چه صورت  قوی خواهد بود؟

باور مثبت اگر دقیق باشد، به زمان حال بیان شود و محتوایِ احساسیِ قوی داشته باشد یک باور قدرتمند و مفید خواهد بود.

باورهای مثبتی که می تواند احساسات منفی را خنثی کند

در برابر احساس بی‌کفایتی

«من برای این کار به‌خوبی آموزش دیده‌ام. من صاحب تجربه، ابزار و توانایی‌های لازم برای انجام این کار هستم. من به تمام مسائلِ احتمالی به‌دقت فکر کرده‌ام و آمادگی رویارویی با آنها را دارم. من می‌توانم کارم را به‌خوبی انجام بدهم».

در برابر رضایت از عملکرد

«من برای این کار به خوبی تحقیق و برنامه‌ریزی کرده‌ام و کاملا مشکل را درک می‌کنم. من برای انجام این کار، زمان، منابع و پشتیبانی لازم را دارم.»

در برابر مسائل خارج از کنترل

«من به تمام مواردی که ممکن است به طور منطقی پیش بیایند، فکر کرده‌ام و برای چگونگی برخورد با تمام اتفاقات احتمالی، برنامه‌ریزی کرده‌ام. من آمادگی کامل دارم تا به صورتی انعطاف‌پذیر و مؤثر به حوادث غیرعادی واکنش نشان دهم».

نگرانی از واکنش‌های دیگران

«من به‌خوبی آمادگی دارم و نهایت تلاشم را می‌کنم. آدم‌های منصف قدر من را خواهند دانست اما من به نظرات غیرمنصفانه به یک شیوه‌‌‌ای حرفه‌ای واکنش نشان خواهم داد»

به یاد دداشته باشید همیشه فرصت‌ها تمام نمی‌شوند، فقط باید کشف‌شان کنید. آنهایی که لاکشان را می شکنند و همه تلاش خود را می کنند تا بهترین باشند احتمالاً موفق ترین هم خواهند بود. همیشه فرصت‌های جدید و کشف نشده وجود خواهند داشت. این شما هستید که فقط باید بگردید و آنها را پیدا کنید.

 شاید گاهی بد نباشد که ریسک کنید و با اعتماد به نفس جلو بروید. ریسک‌ها اغلب نگران‌کننده هستند اما می توانید ریسک های حساب شده و منطقی انجام دهید نه بی محابا و پرخطر!

زندگی زمانی آغاز می‌شود که خودتان را از تکرار روزمرگی دور کنید و به‌دنبال فرصت‌ها بروید و همان کاری را که از آن واهمه دارید انجام دهید.

شما با داشتن تنها رویا و تفکر مثبت نیمی از راه را طی کرده‌اید، دیگر باید آن را عملی کنید. شاید باور نکنید که میلیون‌ها نفر هستند که زندگی‌شان خالی از هر رویا و آرزویی است. کسانی‌ که برای هیچ موفقیتی تلاش نمی‌کنند، همان‌هایی هستند که در زندگی به گرد پای شما هم نخواهند رسید. شما با تحمل شکست‌ها و طردشدن‌ها، بسیار جلوتر از آنهایی هستید که تلاش نمی‌کنند. به خودتان یادآوری کنید که اگر اکنون به اهداف‌تان نزدیک هستید، به‌ این‌ دلیل بوده است که شجاعت داشته‌اید تا آنها را در ذهن‌تان تصور کنید.

بیشتر انسان‌های ناموفق همواره قربانی ترس‌ هایشان بوده اند و از پذیرفته‌ نشدن از جانب دیگران هرای داشتند.  بیشتر افراد بیشتر از آنکه به چیزهای مثبت فکر کنند، به مواردی فکر می‌کنند که ممکن است خوب پیش نرود.

درست است که وقتی تایید نمی شوید انگار تهِ قلب‌تان عمیقاً رنج می کشد، اما بداید بدانید قلبتان فریاد می زند که شما برای آن کار مناسب نیستید نه چیز دیگری! اگر در دانشگاهی که انتخاب کرده بودید پذیرفته نشده‌اید، بدان معنا نیست که شما نمی‌توانید یا سطح علمی‌تان خیلی پایین است. این بدان معناست که باید دوباره امتحان کنید. به‌جای اینکه به چنین موضوعی مانند بن‌بست نگاه کنید، به آن مانند یک دست‌انداز در جاده فکر کنید.

نتیجه:

در گذشته، مردم تقریبا بدون هیچ چونن و چرایی از مثبت‌اندیشی طرفداری می‌کردند؛ گویی مثبت‌اندیشی، راه‌حل همه‌ مشکلات بود. این درحالی است که در عصر جدید مثبت‌اندیشی به همراه عقل سلیم مناسب می دانند. برای رسیدن به هر خواسته ای اول، به صورت منطقی تصمیم بگیرید که با سخت کوشی به چه اهدافی می خواهید برسید و سپس از مثبت‌اندیشی به عنوان پشتیبانِ و ضامن رسیدن به اهداف خود استفاده کنید.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن